خانه / مراسمات / عزاداری / محرم / حاج مهدی مختاری – شب ۴ محرم ۱۳۹۶
حاج مهدی مختاری محرم 96 کانون رهپویان وصال شیراز
حاج مهدی مختاری محرم 96 کانون رهپویان وصال شیراز

حاج مهدی مختاری – شب ۴ محرم ۱۳۹۶

مراسم شب چهارم محرم ۱۳۹۶
حاج مهدی مختاری
کانون رهپویان وصال شیراز

متن دانلود مداح سبک مدح نوع فایل حجم (MB) پخش فایل
دانلود حاج مهدی مختاری روضه پیرزن چشم به در دوخته تا برگردد mp3 ۲۰/۲
پیرزن چشم به در دوخته تا برگردد
انتظاری که کشیده است مگر سر گردد

سال ها وقت از آن روز و زمان می گذرد
سالها از سفر مرد جوان می گذرد

وقت رفتن پدرش زار و زمین گیر نبود
مثل امروز ولی مادر او پیر نبود

رفت تا پای کسی در وطنش وا نشود
پای هر بولهوسی در وطنش وا نشود

رفت تا که خودمان صاحب ایران باشیم
نه که در خاک وطن یک شبه مهمان باشیم

مثل البرز همه سینه سپر می کردند
با قناعت شب آن روز سحر می کـردند

یادتان  هـست همه عین برادر بودند
تاجر و کارگر انگار برابر بودند



یادتان هـست هـمه گوش به فرمان بودند
سینه چاک سخن پیر جماران بودند

یادمان هست که می گفت اگر پر باریم
همه را از نفس ماه محرم داریم

یادمان هست که از پیله دشمن می گفت
یادمان هست که از حیله دشمن می گفت

گفت دلداری دشمن دلتان را نبرد
مثل طوفان زده ها حاصلتان را نبرد

جنگ جنگ است فقط رنگ عوض می گردد
نقشه ها درپی هرجنگ عوض می گردد

جنگ آن روز اگر موشکی یا سرکش بود 
آتش فتنه ی امروز پر از ترکش بود

چشم وا کن اخوی خوب ببین یار کجاست 
نخل بسیار ولی میثم تمار کجاست

این امار کجایید جوانان وطن 
این امار بیایید جوانان وطن

ما محال است که آن بیعت خود برگردیم
تا که پای پسر فاطمه بی سر گردیم

مادر قصه ی ما رنگ حقیقت دارد
مثل ابری است که بر شانه ی غم می بارد

یادمان هست که مدیون شهیدان هستیم؟
اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم!!!!
****************
شاعر: صابر خراسانی
****************

روضه قاسم بن الحسن
شیری از بیشه روان جانب میدان شده بود 
به سوی معرکه میرفت و رجزخوان شده بود
کفنی را به تنش کرده عموجان حرم
میچکد از لب او نام کریمان حرم
از عبایی که به تن کرده زهل میریزد
زیر پایش ز لبش شهد عسل میریزد
گره ای کور زده طاق دو ابرویش را
عمه اش شانه زده طره گیسویش را
خوبی نسل علی ها به پسر داشتن است 
به هنر داشتن است و به جگر داشتن است
این هم از نسل علی صف شکن خناس است 
خوبی این پسر این است که با عباس است
رفت میدان و رجز خواند و تماشایی شد
ضربه هایش به سر و دست چه غوغایی شد
تیغ دور سر او چرخ زد و جولان کرد 
پدری را ز غم مرگ پسر گریان کرد
پسر دوم ازرق که به میدان تن داد
همه دیدند چگونه سرش از تن افتاد
یک نفر گفت که این ضربه حیدر باشد 
یک نفر گفت که عباس دلاور باشد
دیگری گفت که این مرد غیور جمل است 
دیگری گفت که این لشگر ما را اجل است
دیگری گفت به والله حسن آمده است 
زرهی نیست, کفن کرده به تن آمده است
ناگهان بند نقاب از قد رعنا که گرفت
دشت را در نظر غیرت زهرا که گرفت
هو زد و با رجزی گفت انابن الحسنم
من اویس قرنم, شهر مدینه وطنم
پسر فاطمه عمم پدر و مولای من است 
پدرم نیست ولی اوست که بابای من است
من به ناموس خدا چون پدرم حساسم
غیرت اللهم و بر اهل حرم حساسم
میزنم گردنتان را به دم شمشیرم
انتقام علی و فاطمه را میگیرم
در همین فاصله گفتند که نیرنگ زنیم
این هم از نسل کریم است به او سنگ زنیم
آنقدر سنگ به او خورد که از زین افتاد 
در حرم مادرش از ماتم قاسم جان داد
****************
شاعر : رضا باقریان
****************
تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند
عمداً به روی زخم تنم بیشتر زدند
قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود
گفتم که بچه ی حسنم بیشتر زدند
این ضربه ها تلافی بدر و حنین بود
گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند
از جنس شیشه بود مگر استخوان من
دیدند خوب می شکنم بیشتر زدند
می خواستند از نظر عمق زخم ها
پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند
تا از گلم گلاب غلیظی در آوردند
با نعل تازه بر بدنم بیشتر زدند
دیدند پا ز درد روی خاک می کشم
در حال دست و پا زدنم بیشتر زدند
****************
شاعر: عباس احمدی
****************

مادر از پیچ کوچه تا رد شد
ایستا د و کمی مُرَدَد شد
سرد شد دست گرم و پُر مهرش
آسمان تیره شد,هوا بد شد
یک یهودی پست گردَنه گیر
مثل کوهی مقابلش سد شد
چند گامی عقب عقب برگشت
ناگهان حال مادرم بد شد
****************

روضه عبدالله بن حسن
عمه جان آفتاب را کشتند
روح این انقلاب را کشتند
دست من را رها کن ای عمه
پسر بوتراب را کشتند
کور دلها هجوم آوردند
جلوه در نقاب را کشتند
به گمانم که از فرس افتاد
به گمانم که آب را کشتند
عمویم گیر کرده در گودال
تنِ در پیچ و تاب را کشتند
پهلویش را نشانه می گیرند
عمه، عالی جناب را کشتند
زنده باشم من و نظاره کنم
گُل ختمی مَآب را کشتند؟
آمدم ای عمو کجا هستی
وایِ من زیر دست و پا هستی
****************
شاعر : رضا باقریان
****************
دانلود حاج مهدی مختاری زمینه دلیر غیور قیامم سر من فداى امامم mp3 ۷/۲۳
رِضَى الله رِضاکَ یاحسین
کلُّنا فداکَ یاحسین

هم قسم با شهید این مسیرم ۲
حسینى بمانم - حسینى بمیرم ۲
لبَیکَ   ثارالله ۳
****
دلیر غیور قیامم
سر من فداى امامم

فرزند شیر مُعزُّ المومنینم ۲
حسینى سرشتم - حسینى ترینم
لبَیکَ   ثارالله ۳
****
حسن زاده ى کربلایم
زبان برائت گشایم

سینه ى تو جاى پاى بى حیا نیست ۲
مگر سینه ى تو - حریم خدا نیست؟ ۲
لبَیکَ   ثارالله ۳
**************
شاعر : رضا تاجیک
دانلود حاج مهدی مختاری شور تپش قلبم که میزنه ذکرش حسنه ای جانم mp3 ۶/۳۱
تپش قلبم که میزنه ذکرش حسنه
ای جانم
نوکری که سینه میزنه ذکرش حسنه
ای جانم
ای جانم ، ای جانم
ای جانم حسن
ای جانم حسن جانانم حسن

ای یل ارشد علی و زهرا
اشاره کن تا که برات بمیرم
یعنی میشه یه روزی من با این جمع
ضریح پاک تو بقل بگیرم

حسن
مصباح امیدی ذکرت روی لبم
حسن
از کرم شماست رزق روز و شبم

ای جانم حسن جانانم حسن
**********
حسن جان ای یل حیدر هستیه مادر
جان آقا
الگوی مالک اشتر ای دل و دلبر
جان آقا
جان آقا ، جان آقا ، جان آقا
جان آقام حسن
سلطانم حسن ای جانم حسن

یک تنه تو جمل علم می گیری
تا ببری پرچم حق رو بالا
سر مثه بارون رو زمین میریزه
وقتی که شمشیر میزنی تو مولا
حسن
تا جون دارم سینه واسه تو میزنم
حسن
وقفته زندگی و روح و بدنم
ای جانم حسن جانانم حسن
************
یه نَخِ شال سیاهت گوشه نگاهت حاجت میده
دست کرامت داری آقا عشق تو واسم امیده
ای شاهم ، ای شاهم
ای شاهم حسن
ای شاهم حسن جانانم حسن

رمز ورود به دل بی بی زهرا
نوکری کردن واسه تو غریبه
هر کسی که دنبال تو نبوده
تو دنیا از عاشقی بی نصیبه

حسن
تا مستم تا هستم اسمت رو لبمه
حسن
اسم زیبای تو مشق هر شبمه
ای جانم حسن جانانم حسن
دانلود حاج مهدی مختاری سنگین یه گوشه ای آرزوهامو تو دفترم نوشتم mp3 ۴/۴۰
یه گوشه ای آرزوهامو
تو دفترم نوشتم
که با عمو جون تموم بشه
قصه ی سرنوشتم

عاشقی عادت ماهاس
تو خاندان حیدر
همیشه سرمشق منه
درسی که داده مادر
مردن رو پای دلبرم
از عسله شیرین تر

وای
شده خیمه گاه مثل